دیروز بلاخره طلسم مطرح کردن موضوع من در گروه شکسته شد و صحبت کردم :) قبل جلسه دکتر صاد میگفت یعنی میشه این جلسه دیگه تو دفاع کنی؟ (جلسات قبل به خاطر آلودگی هوا و قطعی برق به مشکل خوردیم) گفتم اگر دما
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:11
بچهها! تا امین خوابه بذارید یه کم قربون دست و پای بلوری جهانبخش برم D: خدایی گلی که زد رو من قبل از اون فقط توی فوتبالیستا دیده بودم.
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:11
هر روز روز بدی برای ایرانی بودنه. خاورمیانه اینطوریه که مهم نیست یه اتفاق خوب باشه یا بد، نتیجهش همیشه بده.
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 14 دی 1398 ساعت: 18:11
ژانویهی ۱۹۳۹ ویتگنشتاین نوشت: «بر زندگی نشستهام مثل سوارکار ناشی بر اسب، این را که همین حالا پایین نمیافتم فقط به نجابت اسب مدیونم»
سبیدو
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32

بازم توی همه سختیهای روزگار، کاظمه که برا آدم میمونه. کاظم مصداق بارز دوستهاییه که وقتی کارت گیره یادشون میافتی...امتحانا، دفاع ارشد، آزمون جامع و حالا هم پروپوزال دکتری. خداییش مستحق اینه که در نهایت تز دکتریم رو بهش تقدیم کنم یا توی صفحه تشکر قبل از همه بنویسم و با سپاس ویژه از همراه و همگام من در تمامی مراحل تحصیلی، کاظم عزیزی که با گرمای وجودش به من امید و زندگی بخشید.

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32
از سن کراش زدنم گذشته دیگه، اجازه بدید مهدی قائدی رو جای پسر نداشتهام :| دوست داشته باشم. خیلی خوبه لعنتی :)
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32
از خونه اومدم خوابگاه و متوجه شدم هندزفریمو جا گذاشتم. در حال حاضر تجلی بیپناهی انسان معاصر هستم. مستقیم از خونه اومدم سالن مطالعه خوابگاه. فردا طبق معمول گزارش دارم. و امیدوارم جز آخرین گزارشها باش
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:32